تبلیغات
علم فیزیک
علم فیزیک
دوشنبه 8 تیر 1394 :: نویسنده : MEHDI KAZEMZAD
پیش
آشنایی با ساز کلارینت

سازی است از خانواده آلات موسیقی بادی چوبی که ایرانیها به آن « قره نی» می گویند.
املای این واژه به زبان فرانسوی clarinette است. فرهنگ موسیقی ریمان(ذیل ماده کلارینت) نوشته است : «در ایتالیا به آن کلارینتو clarinetto می گویند.
به آلمانی با املای klarinette (كلارینته) و به انگلیسی با املای clarinet (كلارینت) نوشته می شود. یک ساز بادی چوبی است که در تمام ارکسترها شرکت دارد و در تمام آثار موسیقی چند صدایی نقش مهمی ایفا می کند. ساختمان کلارینت تشکیل می شود از یک استوانه و یک زبانه که در راس نای برای دمیدن کار گذاشته شده است.
چگونگی قرار گرفتن سوراخهای استوانه و کلیدها نوازندگی این ساز را کمی از فلوت و ابوا پیچیده تر کرده است... یوهان کریستف دنر (متولد 1960میلادی در نور نبرگ) با تغییراتی که به نای کهن فرانسوی یا شالو مو فرانسه داد، سازی آفرید که وسعت صدای بیشتری داشت و به نام کلارینت نامیده شد...
نای کهن فرانسوی دارای 9سوراخ بود که در حقیقت می توانست فقط گام فای بزرگ را استخراج کند. در صورتی که کلارینتهای مدرن پاره ای 18سوراخ و بعضی از آنها 20سوراخ دارند.
برای اینکه کلارینت بتواند تمام مقامهای موسیقی را به راحتی اجرا کند، اقدام به ساختن انواع کلارینت کرده اند. متداولترین آنها از این قرار است:

کلارینت اوت (ut)

(كلارینتdo)

كلارینت سی بمل

كلارینت لا

کلارینت می بمل

کلارینت ر 

کلارینت فا

سازی که به آن کلارینت بزرگ می گویند منحصرا برای اجرای اصوات بم در ارکستر شرکت داده می شود. سازی دیگری از این نوع موجود است که به آن کلارینت کوچک می گویند.
نکته اصلی در مورد کلارینتها، زبانه (قمیش) ساده آنست. این زبانه ممکن است از بدنه کلارینتها بریده شده و یا بر آن کار گذاشته شده باشد.
این ساز احتمالا نخستین بار توسط مصریان قدیم ساخته شده و از آنجا به نواحی آفریقای شمالی و اروپا کمتر مشاهده می شود، ولی در عوض فرمهای مختلفی از آن در آمریکای جنوبی به چشم می خورد.
بوقهای شاخی با زبانه ساده که در ارکستر در ابتدایی ترین فرم و همچنین فرمهایی که با دقت بر روی آنها کار شده است، یافت می شوند. در ابتدایی ترین فرمها، زبانه ای از طول یک لوله بریده و آن را در شاخ گاو کار گذاشته اند.
بوق آلبکا از باسک شامل دو لوله صوتی ، یک دسته چوبی برای گرفتن و دو دهانه بوق در طرفین آن است.
بوق دوبل مراکش دارای دو لوله صوتی است که هر یک در انتها به شاخ گاو ختم می شود. بوق متروک عصائی شکل اسکاتلندی متشکل از یک لوله صوتی چوبی با یک دهانه صوتی قیفی شکل بوده است.

کلارینت های چند شاخه :

رواج سازهای دمیدنی به صورت دوتایی، پیدایش کلارینتهای دوشاخه و حتی سه و چهار شاخه را به همراه داشت.
این سازها به خصوص در مناطق عربی از موقیعتی چشمگیر بر خوردار بودند. علاوه بر آن در سرزمین بالکان، ساردینی ، هندوستان و آمریکای جنوبی هم اینگونه کلارینتها مشاهده می شوند.
در این سازها لوله نواختن با یک لوله صوتی دیگر با صدای ثابت ، ترکیب شده است.
تیکتیری ، یک ساز هندی دو شاخه متشکل از دو لوله صوتی است که به یک کدوی قلیانی کوزه ای منتهی می گردد .
کدوی قلیانی کوزه ای هم تقویت کننده صدا و هم محفظه هوا محسوب می شود. این ساز در تمام مناطق جنوبی هندوستان گسترش یافته است. این ساز زیرترین اصوات را استخراج می کند و مانند کلارینت بزرگ به ندرت در ارکستر شرکت داده می شود.
ساز کلارینت مخصوصا نوع سی بمل آن قادر است که جایگزین نقش ویولن در ارکستر شود. بعدها شخصی به نام بوم ساختمان این ساز را به کمال امروزی خود رسانید و به همین سبب کلارینتهای این روزگار به کلارینت بوم مشهور هستند.
این ساز در ابتدا از چوب ساخته می شد اما امروزه به دلیل پیچیدگی و تنوعی که در انواع آن ایجاد شده از فلز ساخته می شود.
اولین بار کلارینت به وسیله چوب در حدود سالهای 1700میلادی توسط یک نوازنده آلمانی به نام كریستف دنر با اقتباس از سورنا ساخته شد و در طول 20سال فرم مخصوص خود را به دست آورد. ما بین سالهای 1840و1850م.سیستم کلید که توسط تئوبالد بوهم به صورت بسیار موفقیت آمیز بر فلوت ارکستر کار گذاشته شده بود،به کلارینت هم انتقال یافت
. تا بتواند نتهای بسیار متنوع زیر و بم را همزمان اجرا نماید، انواع مختلف کلارینت با نامهای شالوده تن صدای اصلی نامگذاری نموده اند.
که در ظاهر نیز شکل آنها با یکدیگر متفاوت است و از لوله ساده تا لوله خمیده در دو سر و سر شیپوری ساخته می شود.کلارینت si بمل و كلارینت آلتو هر دو نشانگر فرم اصلی کلارینت مدرن هستند.
کلارینت si بمل بیشتر مورد استفاده قرار می گیرد و با توجه به توانائیهای وسیع این ساز در بسیاری از فرمهای موسیقی به کار می رود.
کلارینت کنترا باس در فرمهای متنوعی ساخته شده است و با این وجود فقط گاهی از آن استفاده می گردد. تن حاصل از این ساز ، فوق العاده بم و دارای صوتی لطیف و مشخص است. از این ساز در سمفونی شماره 6 چایکوفسکی استفاده شده است.

کلارینتهای اولیه:
کلارینت دیپله سورله متشکل از دو لوله صوتی مجزا از چب و همچنین یک دهنی چوبی است. کلارینت دیپ لیسه شامل یک دهنی با کنده کاری سنتی و همچنین دو لوله صوتی چوبی است که از یک قطعه چوب تراشیده شده است .
سرخ پوستان برزیلی کاماجورا همراه با کلارینت دو شاخه بزرگ خود به نام اوروا .
این ساز متشکل از دو لوله صوتی در دو اندازه مختلف و همچنین زبانه های مجزا می باشد .در رسوم سنتی مذهبی ، لوله بلندتر نشانگر مرد و لوله کوتاهتر نمودار زن است.
کلارینت های چند شاخه ای ، کلارینت ساردینی لاوندا دارای دو لوله صوتی دمیدنی و یک لوله صوتی طویل تر با صدای بم ثابت سوت مانند است. کلارینت دو شاخه ای از مصر و آرگ هول هم دارای لوله «سوتی» با صدای بم ثابت می باشند. کلارینت مصر قدیم و همچنین زوم مارا از تونس و کلارینت فلسطینی همگی دارای دو لوله «سوتی» یکسان می باشند.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

یکشنبه 7 تیر 1394 :: نویسنده : MEHDI KAZEMZAD

فیزیك و زندگی

فیزیك از واژه یونانی physikos به معنی « طبیعی» و physis به معنی « طبیعت» گرفته شده است. پس فیزیك علم طبیعت است به عبارتی در عرصه علم پدیده های طبیعی را بررسی می كند. 

علم فیزیك 

علم فیزیك رفتار و اثر متقابل ماده و نیرو را مطالعه می كند.مفاهیم بنیادی پدیده های طبیعی تحت عنوان قوانین فیزیك مطرح می شوند.این قوانین به توسط علوم ریاضی فرمول بندی می شوند به طوریكه قوانین فیزیك و روابط ریاضی با هم در توافق بوده و مكمل هم هستند.و دو تایی قادرند كلیه پدیده های فیزیكی را توصیف نمایند. 

تاریخچه علم فیزیك 

- از روزگاران باستان مردم سعی می كردند رفتار ماده را بفهمند. و بدانند كه:چرا مواد مختلف خواص متفاوت دارند؟ چرا برخی مواد سنگینترند؟ و... همچنین جهان ، تشكیل زمین و رفتار اجرام آسمانی مانند ماه و خورشید برای همه معما بود. 

- قبل از ارسطو تحقیقاتی كه مربوط به فیزیك می شد ، بیشتر در زمینه نجوم صورت می گرفت. علت آن در این بود كه لااقل بعضی از مسائل نجوم معین و محدود بود و به آسانی امكان داشت كه آنها را از مسائل فیزیك جدا كنند. در برابر سوالاتی كه پیش می آمد گاه خرافاتی درست می كردند، گاه تئوریهایی پیشنهاد می شد كه بیشتر آنها نادرست بود. 

این تئوریها اغلب برگرفته ازعبارتهای فلسفی بودند و هرگز بوسیله تجربه و آزمایش تحقیق نمی شدند. و بعضی مواقع نیز جوابهایی داده می شد كه لااقل بصورت اجمالی و با تقریب كافی بنظر می رسید. 

- جهان به دو قسمت تقسیم می شد: جهان تحت فلك قمر و مابقی جهان.مسائل فیزیكی اغلب مربوط به جهان زیر ماه بود و مسائل نجومی مربوط به ماه و آن طرف ماه نیز« فیزیك ارسطو» یا بطور صحیحتر« فیزیك مشائی» بود كه در چند كتاب مانند« فیزیك»،« آسمان»،« آثار جوی»،« مكانیك»،« كون و فساد» و حتی« مابعدالطبیعه» دیده می شد. 

- تا اینكه در قرن 17 ، گالیله برای اولین باربه منظور قانونی كردن تئوریهای فیزیك ، از آزمایش استفاده كرد. او تئوریها را فرمولبندی كرد و چندین نتیجه از دینامیك و اینرسی را با موفقیت آزمایش كرد. پس از گالیله ، اسحاق نیوتن ، قوانین معروف خود «قوانین حركت نیوتن) را ارائه كرد كه به خوبی با تجربه سازگار بودند. 

- بدین ترتیب فیزیك جایگاه علمی و عملی خود را یافت و روزبه روز پیشرفت كرد، مباحث آن گسترده تر شد، تا آنجا كه قوانین آن از ریزترین ابعاد اتمی تا وسیعترین ابعاد نجومی را شامل می شود. اكنون فیزیك مانند زنجیری محكم با بقیه علوم مرتبط است و هنوز هم به سرعت در حال گسترش و پیشرفت می باشد. 

نقش فیزیك در زندگی 

- هر فرد بزرگ یا كوچك، درس خوانده یا بیسواد ، شاغل یا بیكار خواه ناخواه با فیزیك زندگی می كند. عمل دیدن و شنیدن ، عكس العمل در برابراتفاقات ، حفظ تعادل در راه رفتن و... نمونه هایی از امور عادی ولی در عین حال وابسته به فیزیك می باشند. 

- پدیده های جالب طبیعی نظیر رنگین كمان ، سراب ، رعد و برق ، گرفتگی ماه و خورشید و... همه با فیزیك توجیه می شوند. 

- برنامه های رادیو ، تلویزیون ، ماهواره ، اینترنت ، تلفن و... با كمك فیزیك مخابره می شوند. 

- با این نمونه های ساده ، می توان تصور كرد كه اگر فیزیك نبود و اگر روزی قوانین فیزیك بر جهان حاكم نباشند، زندگی و ارتباطات مردم شدیدا دچار مشكل می شود. 

فیزیك و سایر علوم 

- فیزیك، دینامیك و ساختار درونی اتم ها را توصیف می كند. و از آنجا كه همه مواد شامل اتم هستند، پس هر علمی كه در ارتباط با ماده باشد، با فیزیك نیز مرتبط خواهد بود. علومی نظیر: شیمی ، زیست شناسی ، زمین شناسی ، پزشكی ، دندانپزشكی ، داروسازی ، دامپزشكی ، فیزیولوژی ، رادیولوژی ، مهندسی مكانیك ، برق ، الكترونیك ، مهندسی معدن ، معماری ، كشاورزی و ... . 

- فیزیك درصنعت ، معدن ، دریانوردی ، هوانوردی و... نیزكاربرد فراوان دارد. اینكه ابزار كار هر شغلی و هر علمی مبتنی براستفاده ازقوانین و مواد فیزیكی است، نقش اساسی فیزیك درسایر علوم و رشته ها را نمایان می كند. علاوه برآن استفاده روزافزون از اشعه لیزر در جراحی ها و دندانپزشكی، رادیوگرافی با اشعه ایكس در رادیولوژی ، جوشكاری صنعتی و... نمونه هایی از كاربردهای بیشمار فیزیك در علوم دیگرمی باشند. 

فیزیك و آینده 

با این روند رو به رشدی كه علم فیزیك در كنار سایر علوم دارد، می توان امیدوار بود كه در آینده به چراها و چگونگی های عالم طبیعت پاسخ داده شود و این دنیای فیزیك سكوی پرتاب به عالم متا فیزیك باشد. 

در آینده شاید فیزیك بتواند ... 

- رسیدن به سرعت نور و فراتر از آن را مقدور سازد. 

- مثالهای عجیب نسبیت را عملی كند. 

- معمای مثلث برمودا را حل كند. 

- واقعیت یوفوها( بشقاب پرنده ها) را مشخص كند. 

- به راز وجود یا عدم وجود هوش فرا زمینی واقف شود. و... 




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

شنبه 6 تیر 1394 :: نویسنده : MEHDI KAZEMZAD

گیتار یه ساز زهیه.زه یعنی سیم.وقتی میگیم ساز زهیه یعنی گیتار سازیه که اصوات و صداها تو اون با به ارتعاش در اوردن سیم ها تولید میشن. 

گیتار یه ساز نسبتا قدیمیه.بین اساتید داخلی سر این جریان که گیتار یه ساز ایرانیه یا غیر ایرانی اختلاف نظره. 

یه عده میگن چون واژه "تار" توش بکار رفته حتما به نحوی از پارس منشا میگیره. 

و بعضیا هم میگن منشا گرفته از اسپانیاست.  

من خودم میگم منشا این ساز اسپانیاست.گیتار  تقریبا بخشی ازفرهنگ اسپانیا به حساب میاد.مثه کشور خودمون که تار و سه تار و سنتور و ... سازهای اصیلش حساب میشن؛ولی چرا گیتار جهانی شده؟و چطور خودش رو با تاریخ همراه کرده؟  

علت این امر گسترده بودن محدوده صوتی گیتاره؛یا بهتر بگم؛میشه نواهای بسیار مختلفی رو با این ساز زد.و این امر باعث شده که هر ملت مطابق سلیقه و فرهنگ خودشون از گیتار بهره مند بشن. 

برای همینه که سبک های بسیار مختلفی در گیتارنوازی تو جهان وجود داره. 

 

بیایم سراغ ایران!: 

تو ایران سه سبک بیشتر از بقیه شناخته شده هست.یعنی دست کم هر فرد تو زندگیش یک بار هر کدوم از این سبک ها رو شنیده: 

 

سبک کلاسیک(Classic):سبک آکادمیک گیتار ,سبک استاندارد آموزش گیتار تو آموزشگاه ها؛شما هر جای دنیا که بری سبک کلاسیک رو به عنوان سبک آکادمیک قبول دارن.موسیقی های این سبک آرامش بخش و گوش نوازه.و معمولا متد های آموزشش هم در همه جا مشابهه. 

به عنوان یه سبک برای شروع کار سبک خوبیه و مباحث بسیار غنیی داره. 

 

 

سبک پاپ(یا مردمی-POP):پرطرفدار ترین سبک گیتار در ایرانه.از اسمش معلومه؛یه سبک مردمیه برای خوندن ترانه های کوچه و بازاری هم به کار میره.بنده هم تو این رشته تعلیم میبینم!بعضیا سبک های مثه بلوز یا جاز رو هم زیر مجموعه سبک پاپ می دونن. 

خواننده هایی که تو شبکه های مختلف گیتار به دست میخونن نوازنده پاپ هستن.  

برای شروع کار ایده آله و خیلی زود نوازنده رو به نتیجه مطلوب می رسونه.

 

سبک فلامنکو(Flamenco):فلامنکو جزیی از فرهنگ اسپانیا محسوب میشه؛برای همین یه سبک از اون تو گیتار هم داخل شده.خیلی ها به این سبک میگن فلامینگو!!اصلش فلامنکو هست.یه سبک خاصه که بنده خیلی ازش اطلاع ندارم؛ولی میدونم برای شروع کار نمی تونه سبک خوبی باشه.تو ایران شناخته شده هست ولی نوازندگان این سبک خیلی کمتر از کلاسیک یا پاپ هستن. 

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

شنبه 6 تیر 1394 :: نویسنده : MEHDI KAZEMZAD

درامز یا درام (به انگلیسی: Drum) که در زبان انگلیسی به معنی طبل است، در زبان فارسی معادل «Drum Kit» به معنی مجموعه‌ای از طبل‌ها، سنج‌ها و گاهی دیگر سازهای کوبه‌ای است که در کنار هم یک ساز واحد و مستقل را تشکیل می‌دهند این ساز معمولاً در موسیقی جاز، راک و پاپ کاربرد دارد و به نوازنده آن درامِر می‌گویند.

کلمه درام در لغت به معنی بشکه یا ظرف استوانه ایی شکل یا همون طبل هستش... یه تاریخچه مختصر:

سازهای درام تقریبا به قدمت نسل بشر می باشند. به استثنای حنجره انسان، سازهای درام قدیمی ترین ابزار موسیقایی ما هستند.

ابتدایی ترین این سازها احتمالا از قرار گرفتن تکه های چوب و یا سنگ بر روی گودال های زمین ساخته شده اند.بعد از آن این موضوع کشف شد که از تنه ی درختان توخالی، صدای بیشتری می توان تولید کرد(شکل قدیمی درام های چوبی امروزی).

مکانی که اولین درام های پوستی در آنجا ساخته شده اند برای کسی شناخته شده نیست، ولی قدمت بعضی از این سازها به 5000 سال می رسد.

پوست حیوانات و یا ماهی ها را روی تنه ی درختان تو خالی می کشیدند و احتمالا این سازها صرفا با دست نواخته می شدند.

پیشرفت های بعدی منجر به ساخت کاسه ها و پوسته هایی شد که شکل های خاصی داشتند. این کاسه ها و پوسته ها به شیوه های متنوعی ساخته می شدند و این شیوه ها با به کارگیری تنوع در کشش پوسته ها حاصل می شدند.

درام هایی که به این روش ساخته شدند، همچنین درام هاییکه طی مراسم مذهبی و با همان کیفیت موسیقایی به دست آمده بودند، تبدیل به آیین مهمی در فرهنگ های مختلف شدند.

امروزه درامز به بدنه های جوبی و پوسته ایی از جنس طلق دارن که معمولا در دو طرف طبل قرار دارن. و البته سوراخهایی هم در کناره بدنه برای خروج صدا..

سایز طبلها هم متفاوته و براساس قطر طبلها بر مبنای اینج محاسبه میشه.

معمولا هم شامل این قطعات هستن.

1- kick یا همون طبل بزرگ که با پدال نواخته میشه.

2- snare یا همون سایدارم که طبلی با ارتفاع کم و فنری برای ارتعاش در زیر اون هستش

3- hi tom که طبل 1 هم گفته میشه.

4- low tom یا mid tom یا همون طبل دوم ( بسته به نوع سبک موسیقی ممکنه مقدار تام ها افزایش داشته باشه. )

5- flor tom یا طبلی با ارتفاع بلندتر و صدای بم.

6- hihat مه تشکیل شده از 2 عدد سنج که روی هم قراردارن و با پدال بالا و پائین میشن

7- crash یا سنج

تامهای 1 و 2 معمولا در ست استاندارد درامز بر روی طبل بزرگ بسته میشه.

اما در سبکهای دیگه موسیقی ممکنه مقدار تامها و سنجها بیشتر بشه و حتی kick هم دو تا بشه. که برای بستن تام های بیشتر معمولا از نوعی داربست المینیومی که جلوی درامز قرار میگیره استفاده میشه.

از نوازندگان درام در جهان میتوان به افراد زیر اشاره کرد:

تونی روستیر پدیده درام

کیت جان موون نوازنده اسطوره ای  درامز

استیو گاد مشهورترین نوازنده درامز





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

شنبه 6 تیر 1394 :: نویسنده : MEHDI KAZEMZAD

در سلسله مقالات آموزشی" اصول نوازندگی ویولن" سعی بر آن است تا به تدریج با معرفی، دسته بندی و آموزش نکات متعدد و مختلف مربوط به نوازندگی این ساز، هنرجویان به درکی صحیح در این زمینه دست یابند. همواره در نوازندگی ویولن باید به این اصل توجه داشت که انتخاب طبیعی ترین شکل و فرم برای اندام های مختلف بدن در انجام فعالیت های نوازندگی، صحیح ترین راهکار اجرایی است و انتخاب هر وضعیت غیر طبیعی برای اعضای مختلف بدن، که نوازنده برای استمرار و حفظ آن وضعیت نیازمند صرف نیروی اضافی یا بوجود آوردن کشش های نامتعارف در اعضا گردد، اشتباه است. 

در نظر داشتن اصل بالا، باعث می گردد تا تمرین و نوازندگی ساز آسانتر انجام پذیرفته و مشکلات اجرایی جملاتی که نواختن آنها با حفظ حالات اشتباه و غیر طبیعی، ناممکن بوده حل گردد. از طرف دیگر رهایی از استیل های اشتباه باعث می گردد تا نوازندگی با خستگی بیش از اندازه همراه نگشته و لذت بخش شود. 

الگوی شماره 1/1:

- نحوه دست گرفتن ساز 
بطور کلی ویولن در هنگام نواخته شدن با سه نقطه چانه، شانه و دست چپ در تماس است و هر یک از این نقاط بخشی از بار دست گرفتن ساز را به دوش می کشند. هرچند، نوازنده باید بتواند که ویولن را بدون کمک گرفتن از دست چپ و فقط با کمک گردن و شانه نگاه دارد. 

1/1/1- شانه و گردن: 
نوازنده نباید برای نگهداری ساز بر روی شانه چپ، آنرا بالا کشد و شانه باید در هنگام گرفتن ساز به همان وضعیت افتاده خود در حالت طبیعی بدن باقی ماند. طبیعی است اگر گردن نوازنده بلند باشد، او ناخودآگاه برای با تسلط گرفتن ساز، نیازمند بالا کشیدن شانه و یا خم کردن اضافی گردن خود به سمت پایین است که البته اتخاذ هر یک از دو مورد فوق توسط نوازنده اشتباه است. 

زیرا برای حفظ اولی او باید یک توان اضافی را به شکل بیهوده ای صرف بالا نگه داشتن شانه گرداند که هم باعث خستگی او شده و هم دائما درصدی از فکر او بایستی به حفظ این حالت معطوف باشد. مورد دوم نیز، از آنجا که غضروف ها و مهره های گردن را به حالت کشش بیش از اندازه می اندازد و بر آنها فشار وارد می کند، مطلوب نیست.

 
بالشتک ویولون
به دو شکل می توان از این معضل رهایی یافت: نخست آنکه به وسیله تکه پارچه ای که بر روی خود برگردانده شده و یا به اصطلاح " تا " شده و در زیر ویولن قرار گرفته است، این ارتفاع تامین گردد و دیگر آنکه از بالشتک های مخصوص کارخانه ای استفاده گردد. انتخاب یک بالشتک مناسب بسیار مهم بوده و می تواند تاثیر بسزایی بر راحت تر نواختن داشته باشد. 

نوع مرغوب این بالشتک ها، که دارای قابلیت تنظیم ارتفاع در دو طرف خود است، میتواند مناسب ترین وضعیت ارتفاعی را به شکلی مطلوب در اختیار نوازنده قرار دهند و از دیگر سو، این بالشتک ها که در نقاط پایه ای خود به صورت مفصلی به بدنه اصلی متصل می گردند قابلیت چرخش محدود پایه ها را به بالشتک می دهد که باعث می گردد تا این ابزار از حالت بی انعطافی خارج گشته و به وضعی مناسب بدن نوازنده با ساز ارتباط یابد.

نکته مهمی که باید در این بالشتک ها رعایت گردد، وضعیت طراحی صحفه کف بالشتک و چگونگی طراحی قوس آن است، بطوریکه بالشتک کاملا بتواند از طرفی بر شانه قرار گرفته و از طرف دیگر بر روی استخوان ترقوه و کناره قفسه سینه بنشیند. بر روی صفحه کف باید از فوم یا ابر با ضخامت مناسب پوشانده شده باشد و از استفاده از بالشتک هایی که در آنها از فوم استفاده نشده و یا جنس فوم آنها کیفیت نبوده و دوام ندارند، توصیه نمی شود. در بالشتک های مرغوب پایه ها قابلیت فاصله گیری عرضی از یکدیگر راداشته و بر این اساس می توانند در ویولن هایی با اندازه های متفاوت پشت به پشت کاسه پایینی بکار روند. این قابلیت همچنین باعث می گردد تا بتوان محل قرار گیری بالشتک بر کاسه پایینی را تغییر داد و کنترل و تسلط بهتری بر ساز بدست آورد. 

در اینجا باید به یکی از مهمترین مزایای استفاده از بالشتک توجه داشت و آن عدم تاثیرگذاری بالشتک در صدای حاصله از ویولن است. بالشتک باعث می گردد تا بخشی از صدای ساز که به هرحال از طریق صفحه پشتی خارج می گردد جذب پارچه لباس نوازنده نگردد و صدایی خالص از ساز حاصل گردد. ( جالب اینجاست که پارچه های با جنس های متفاوت، می تواند تاثیرات متفاوتی بر صدای ساز گذارد که امتحان آنرا برای علاقه مندان می گذاریم.)

2/1/1- میزان بالا بردن دست چپ: 
در حالت کلی، نوازنده باید دست چپ را تا جایی بالا برد که ساز و دسته آن امتدادی افقی با زمین پیدا کند و بهتر است ساز بگونه ای گرفته نشود که دسته و سرپنجه ساز به سمت زمین و یا برعکس آن نشانه گرفته شود. زیرا در حالت اول ستون مهرها به کشش بی مورد به سمت پایین می افتند و همچنین در این حالت، به علت خمودگی نوازنده، تنفس او مشکل تر می گردد. در حالت دوم نیز به مهرهای گردن در جهت معکوس فشار وارد می گردد




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

شنبه 6 تیر 1394 :: نویسنده : MEHDI KAZEMZAD
به دلیل تازه تاسیس شدن این وبلاگ مقدار موضوعات و مطالب، عکس ها بسیار کم است(به بزرگواری خودتان ببخشید)




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

جمعه 5 تیر 1394 :: نویسنده : MEHDI KAZEMZAD
موسیقی، به هر نوا و صدایی گفته می‌شود که شنیدنی و خوش‌آیند باشد و انسان یا موجودات زنده را دچار تحول کند. در واقع موسیقی بیان احساسات انسان است به وسیله اصوات و هنری است دارای نوا و سکوت

واژه موسیقی از واژه‌ای یونانی و گرفته شده از کلمه (Mousika) و مشتق از کلمه (Muse) است که نام رب النوع حافظ شعر و ادب و موسیقی یونان باستان می‌باشد.

واژه موسیقى که در عربى قَى تلفظ مى‌شود، نیز ریشه یونانى دارد. از زمان منصور خلیفه عباسى توجه به آثار یونانى آغاز شد و سپس در دوران هارون پنجمین خلیفه عباسى با تأسیس بیت‌الحکمه به اوج خود رسید. در همین دوران بود که واژه موسیقى رواج پیدا کرد و به‌تدریج جایگزین غناء عربى شد.

  سازهای موسیقی / زندگینامه اهالی موسیقی / زندگینامه درگذشتگان موسیقی /more

از دو هزار سال پیش تا کنون، کلمه «موز» پایه «موزیک» قرار گرفته و آن را فقط به هنر موسیقی یا «موزیک» منحصر کرده است. با اینکه موسیقی همزمان پیدایش بشر وجود داشته ولی از این تاریخ، فورم و معنی و ثابتی به خود گرفته است.

در تعریف این هنر گفته شده؛ موسیقى تراوش احساسات و اندیشه‌هاى آدمى و مبین حالات درونى وى مى‌باشد. شنیدن یک آهنگ آرامبخش و جذاب مى‌تواند پایان‌پذیر خستگى‌ روزانه شما باشد.

براساس مدارک موجود واژە موسیقى و هم‌خانواده‌هاى آن در مفاتیح‌العلوم خوارزمى و رساله موسیقى اخوان‌الصفاء دیده مى‌شود که هر دو متعلق به سده چهارم هجرى است. خوارزمى در تعریف موسیقى مى‌گوید: موسیقى به معنى پیوند آهنگ‌هاست... .

تعریف ساده موسیقى یا صداهاى موسیقایی، صداهاى خوشایندى مى‌شود که انسان از شنیدن آنها احساس لذت مى‌کند.

با بالا رفتن سطح فرهنگ و هنر معلوم شد صداهاى خوشایند، صداهایى هستند که از نظمى خاص پیروى مى‌کنند و بین آنها نسبت‌هاى معینى وجود دارد. براى همین عدد در موسیقى داراى اهمیت بسیارى است.

ابوعلى‌سینا نیز در تعریف این هنر مى‌گوید: موسیقى علمى است ریاضى که در آن از چگونگى نغمه‌ها، از نظر ملایمت و تنافر و چگونگى زمان‌هاى بین نغمه‌ها بحث مى‌شود تا معلوم شود که لحن را چگونه باید تألیف کرد.

ابونصر فارابى در احصاءالعلوم موسیقى را علم شناسایى الحان مى‌داند که شامل دو علم است: یکى علم موسیقى عملى و دیگرى علم موسیقى نظری. امروزه نیز این تقسیم‌بندى در موسیقى وجود دارد.

افلاطون در تعریف موسیقى مى‌گوید: موسیقى یک ناموس اخلاقى است که روح و جهانیان و بال به تفکر و جهش به تصور و ربایش به غم و شادی و حیات به همه مى‌بخشد.

مرحوم خالقى در کتاب نظرى به موسیقى مى‌نویسد: موسیقى صنعت ترکیب اصوات و صداهاست به‌طورى‌که خوشایند باشد و سبب لذت سامعه و انبساط و انقلاب روح گردد.

بتهوون در تعریف موسیقی مى‌گوید: موسیقى مظهرى است عالى‌تر از هر علم و فلسفه‌ای.

موسیقی فراتر از تعریف در الفاظ است و شگفتی آن نیز در همین است. موسیقی جبران ناکامی‌های زبان است و شیوه‌ای برای بیان احساسات ناملموس. احساساتی که نمی‌دانیم چه هستند. آنجا که زبان از گفتن باز می‌ماند، موسیقی مأمنی می‌شود برای روح و زبانی می‌شود برای بیان احساسات و ناگفته‌های ناشناخته.

موسیقی هرچه هست، سرچشمه‌ای از درون انسان دارد و مخلوقی است که از روح آدمی جان گرفته و به روح آدمی جان می‌دهد. موسیقی، طنین از دل برآمده‌ای است که لاجرم بر دل می‌نشیند. ولی از چه دلی برآمده و بر چه دلی می‌نشیند؟

موسیقی فقط غذای روح و زبان احساسات نیست، بلکه درمانی برای جسم نیز هست. تحقیقات نشان داده موسیقی که ترکیبی از صداهای گوناگون است، روی عملکرد و متابولیسم بدن تأثیر می‌گذارد و اثری مستقیم روی بخش‌های اصلی بدن از جمله غدد گوناگون، قلب، دستگاه تنفسی، مغز و ... دارد و موسیقی به عنوان ترکیبی «منظم» و «زیبا» از اصوات، تأثیری مثبت روی جسم نیز می‌گذارد.

روح انسان است که زیبایی موسیقی را می‌فهمد و این روح است که مانند یک استاد خبره زیباشناسی در مورد موسیقی قضاوت می‌کند.

زیبایی‌شناسی در موسیقی دارای 2 جنبه‌ تحلیلی و ترکیبی است. زیبایی‌شناسی تحلیلی مربوط به زیبایی اصوات و نوای سازهاست و موج برخاسته از پیانو و ناله و افغان ویولن و کمانچه و ... همه واژه‌های زیبایی هستند برای گفتن سخنی زیبا، ولی بعد ترکیبی موسیقی برمی‌گردد به «نظم» و «آهنگی» که هنرمند با کنار هم چیدن نت‌ها و آواها می‌آفریند.

موسیقی دارای 2 شکل می‌باشد یعنی در 2 حال قابل بررسی و تحلیل می‌باشد. اول، موسیقی عملی: مانند سازنواختن، آواز خواندن، آهنگ ساختن و دوم، موسیقی علمی(تئوری).

این 2 همیشه لازم و ملزوم یکدیگر هستند. چون وظایف موسیقی تئوری تنها این نیست که آن چیزهایی را جستجو نماید که موسیقی عملی روشن و پایه گذاری کرده، بلکه، بایستی کوشش کند تا آسانترین قانون طبیعی را که گوش انسان‌ها را به موسیقی آشنا می‌نماید پیدا کند.

موسیقی هنری است که انسان توسط آن و به کمک اصوات تمام هیجانات و احساسات خود را بیان می‌کند، این هنر از طریق حس سامعه بر ما اثر می‌گذارد اما تأثیری که قطعه‌ای واحد در شرایطی مساوی روی اشخاص مختلف باقی می‌گذارد به دلیل روحیات، درجه حساسیت و به جهت آموزش و تربیت افراد بسیار گوناگون و متفاوت است.

تمام قطعات موسیقی در ذات خود سبک، شخصیت و رنگی خاص خود دارند، و این آهنگساز است که می‌باید وسیله‌ای پیدا کند تا به مدد آن بتواند، سبک، شخصیت و رنگی را که خود دریافته و برای اجرای درست و صادق اثر لازم است آن را به اجرا کننده یا خواننده و یا مطالعه کننده انتقال دهد و تفهیم کند.

مبدا و آغاز پیدایش اصطلاحات موسیقی برای تعیین و اعلام و بیان شیوه و اسلوب اجرای موومان‌ها (حرکت‌های ریتمیک) مختلف و حالات متفاوت قطعات موسیقی از هم، از اینجا ناشی می‌شود و در نتیجه به آهنگساز این امکان را می دهد تا بتواند تفکرات خصوصی و برداشت‌های شخصی خود را به نوازندگان و اجرا کنندگاه القا کند.

بشر با درک زیبایی از طبیعت الهام گرفت و با تقلید اشکال و آهنگ‌های طبیعی و انعکاس این آثار، موسیقی را که یکی از عوامل مهم ابراز احساسات و بیان زیبایی است به وجود آورد و آن را به صورت‌های گوناگون منعکس کرد.

رقص و شعر و موسیقی با بشر بوجود آمد و انسان از زمانی که پا به عرصه وجود گذاشت و در آغوش طبیعت بدون قید وبند و به طور آزاد مانند حیوانات در ظلمت جهل و نادانی زندگی می‌کرد، دارای احساسات و عواطف و واجد تاثرات و حالات نفسانیی مانند بیم و امید، غم و شادی، میل و نفرت، و سایر کیفیات درونی و در دوران زندگانی نیز پیوسته و محکوم عواطف و احساسات خود بوده است.

موسیقی به دو بخش تقسیم می‌شود: موسیقی ضربی و موسیقی بی ضرب. موسیقی ضربی به موسیقی‌هایی گفته می‌شود که دارای وزن باشد. مثل آهنگ هایی که برای رقص ساخته شده باشند؛ پیش درآمد، مارش و ... .

موسیقی بی ضرب آنهایی است که دارای وزن معین و معلومی نباشد که بهترین نمونه آن آوازهای موسیقی ایرانی می‌باشد.

برخی از سبک‌های اصلی موسیقی:

  • موسیقی کلاسیک، موسیقی امپرسیونیسم، موسیقی رمانتیک، موسیقی باروک، موسیقی مینیمال، موسیقی اصیل، موسیقی پاپ، ریتم و بلوز، جاز، سوینگ، رگتایم، بلوز، راک، موسقی پانک، موسیقی متال، موسیقی کانتری، موسیقی الکترونیک، موسیقی الکترونیک رقصی، الکترونیکا، موسیقی نغمه‌ای، رگه، داب و سبک‌های وابسته، موسیقی پانک، رپ یا هیپ هاپ، بوسانوا.

برخی از اصطلاحات موسیقی:

  • آرانژمان، آرتیکولاسیون، آستیناتو، آکوستیک، اکتاو، ارکستر، ارکستر مجلسی، ارتباط فالس، اوورتور، بمل، پولی‌فونی یا چند صدایی، خطّ ِ اتحاد، دیاتونیک، دیز، ریتم، ریتمیک، رزونانس، رندو، پنج خط حامل، ترانسپوزسیون، سکوت، سوییت، سونات، سمفونی، سنکپ، ساز، ضد ضرب، ضرب، کانن، کروماتیک، کلید، کمپوزیسیون، گام، کنتراپوئن، فاصلهٔ موسیقیایی، فوگ، واریاسیون، والس، ماژور، مایه، متریک، محدوده صوتی، مینور، میزان ترکیبی، میزان ساده، میزان لنگ، نت، نقطه، هارمونیک و هماهنگی.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

جمعه 5 تیر 1394 :: نویسنده : MEHDI KAZEMZAD

فیزیک یکی از علوم طبیعی است که سعی بر آن دارد تا با استفاده از اصول اولیه و مفاهیم اولیه خود نظیر انرژی ، نیرو ، فضا – زمان و ... به توصیف پدیده های مشاهده شده در طبیعت بپردازد . و بطور کلی فیزیک سعی دارد تا به چرا ها و چگونه های مشاهده شده در  طبیعت با  استفاده از تحلیل های منطقی ، روابط ریاضی و آزمایش پاسخ دهد .

فیزیک محدوده ی گسترده ای از پدیده های از دنیای زیر اتمی گرفته تا کهکشان ها را مورد بررسی قرار می دهد. فیزیک از ساده ترین مسائل نظیر بررسی حرکت اجسام تا پیچیده ترین مسائل نظیر چگونگی پیدایش جهان را بررسی می نماید و بطور کلی فیزیک سعی بر آن دارد تا هر آنچه در طبیعت دیده می شود را به گونه ای توصیف نماید.

در فیزیک از روشی علمی برای تحلیل مسائل بهره می گیرد، در این روش ابتدا به مشاهده و جمع آوری اطلاعات سپس به ارائه تئوری (نظریه) بر اساس این داده می پردازیم و آنگاه به آزمایش صحت این نظریه مشغول می شویم ، در این آزمایشات یا تئوری نقض می شود و از فرآیند تحلیل مسئله خارج شده و یا آنکه  بعد از آزمایشات فراوان به یک قانون علمی مبدل می شود که توصیف گر مسئله مورد نظر خواهد بود . یک قانون علمی تا زمانی که موردی خلاف آن مشاهده نشود صادق است پس از نقض آن می بایست به ارائه تئوری جامع تر و تکرار آزمایشات برای اثبات آن پرداخت تا جامع ترین قانون علمی برای پدیده های مشابه ارائه شود .

در فیزیک سه رویکرد متفاوت وجود دارد که هریک مکمل دو رویکرد دیگر است ، این سه رویکرد عبارتند از :

1- رویکرد نظری : در این رویکرد فیزیکدان با استفاده از تئوری ها و قوانین موجود و با ابزار ریاضی و داده های ارائه شده از دو رویکرد دیگر سعی بر ایجاد تئوری های نوین یا بسط و گسترش تئوری های موجود دارند. شاخه نظری فیزیک همواره یکی از سخت ترین شاخه علوم است زیر فیزیکدان در این زمینه می بایست علاوه بر آشنایی با دانش فیزیک قبل از خود به ابزار ریاضی کاملاً مسلط باشند و با به گسترش مرز های دانش بشری بپردازند .

2- رویکرد آزمایشی : در این روش فیزیکدانان سعی بر آن دارند تا براساس تئوری های ایجاد شده توسط فیزیکدانان نظری به انجام آزمایشاتی در راستای اثبات تئوری بپردازند و یا آنکه با ازمایشات متعدد به جمع آوری داده برای ارائه نظریه های جدید کمک کنند.

3- رویکرد پدیده شناسی : در این رویکرد فیزیکدانان به بررسی پدید های موجود در عالم می پردازند تا به این وسیله در باره پدیده های ناشناخته اطلاعات جمع آوری نمایند ، و یا آنکه به جستجوی پدیده هایی ناشناخته ای که توسط تئوری پیش بینی شده است می پردازند.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :



درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : MEHDI KAZEMZAD
نویسندگان
نظرسنجی
نظرتون درمورد مطالب چیه؟







آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی